و این منم مردی ...
بازخواهم گشت منتظر باش گرچه این روزها دل چرکینم و همیشه نهایت اعتراضم سکوت بوده اما بگذریم منتظر باش بازخواهم گشت... نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران... نشد لابد نباید میشد لابد حکمتی در نشدنش هست خسته شدم وقتی شنیدم نشد ولی بازم فعلا حق ندارم خسته بشم تا وقتی خدا هست... به آب و آتیش می زنی که بفهمه که بگه می فهمه ولی نمیگه و من سردم میشه سردتر میشم پس چرا قلبم تند تند میزنه ؟ باور کن عادت میکنم ولی برام عادی نمیشه تورو خدا بفهم ... دلش می خواهد فریاد بزند و بگوید : انقدر ته دل منو خالی نکن... و نمی داند نگرانی حق من است . کاش جای من بود ! اما تو هم حق داری نباید نگرانت کنم . خیالت راحت... دو روز دو اتفاق دو روز دو نشانه . . . . . . . خدایا غلط کردم غلط کردم اصلا گه خوردم خوب شد !؟ هر چی تو بگی غلط کردم نکنه یه وقت ولم کنی به حال خودم... مردها گاهی فقط محتاج یک واژه اند یک واژه و من این روزها ...
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


